![]() |
![]() |
|
| زلف را حلقه مكن تا نكني در بندم |
|
گردونه ء بختم بسیار نیکو می چرخد تا خدایی چون تو دارم
در روزگاری که بندگان ات برای سپاس از بندگان حقیر دیگری صفحات روزنامه را سیاه میکنند، چطور میتوانم به پاس اینهمه الطاف ات صفحهء سیاه وبلاگ خویش را سپید نکنم؟ بگذار هیچ کس نخواند، بگذار تنها بین من ماند و تو که تو در همه روز های سخت سربازی مرا حمایت کردی، بالاتر و قدرتمند تر از هر آشنایی که دیگران داشتند و من نداشتم! که تو در حالی که تقسیمات بسیار نا عادلانه بود،پشتیبانم بودی، در روزی که همه گریان بودند و من نبودم. خداوندا ! پروردگاری چون تو را قدر میشناسم و بس. تو را سپاس .
|
|
+ سروده اي
از امید .و |
<" ">87/12/06
|
|
تماس خصوصي اميد.و |
| ...و چنين گفت زرتشت |
گاهی !
جاده ای در میان جنگل , پوشیده از برگهای خزان زده پاییزی و مه غلیظ سپید رنگ میتواند انسان را تا به همیشه دیوانه کند. و اينست راز جنون ام |
| موضوع |
|
سروده هایی از زرتشت نوشته های مربوط به واپسین شطحیات امید 2 نوشته های مربوط به واپسین شطحیات امید 1 |
| پیوندها |
|
Pink Floyd Camel Band Bob Dylan Rolling Stones Bruce Springsteen Tom Waits WASP |